سالها بعد او را در یک عکس خواهی دید... و دیگر نمیشناسی اش ... حتی قلبت تند تند هم نمیکوبد... این است معجزه ی زمان... چهار صبح...مهتاب...یه شب شهریوری...اخرین هواهای تابستان...1395...